زلزله ازگله کرمانشاه ، بررسی مشخصات و تفاوت‌های آن با سوابق زلزله‌های بزرگ کشور و درسهایی از آن

زلزله شامگاه روز یکشنبه 21 آبان در منطقه ازگله سرپل ذهاب خاطرات تلخ زلزله‌های گذشته را تازه و مردم ایران را از نو داغدار کرد. طی مدت زمانی که از این رخداد گذشته گزارشات مختلفی از این زلزله در حوزه های مختلف ارائه شده، از گزارشات فوری که تنها چند ساعت پس از وقوع رخداد مخابره شد تا گزارشات ساعتی و روزانه از نحوه مدیریت بحران، امدادرسانی و آمار کشته شدگان و مصدومان این حادثه طبیعی، در این گزارش سعی برآن است با بیان اشتراکات و تفاوت‌های این زلزله با سوابق گذشته به چند سؤال اصلی پاسخ داده شود.

  • زلزله ازگله

این زلزله در ساعت 21 و 48 دقیقه شامگاه روز یکشنبه 21 آبان ماه در 30 کیلومتر شهر سرپل ذهاب و 6 کیلومتری شمال شرقی شهر ازگله در استان کرمانشاه به وقوع پیوست، بزرگای زلزله 3/7 در مقیاس امواج سطحی (ML) و عمق کانون زلزله 24 کیلومتر برآورد شده است. گسل مسبب این رخداد، راندگی وابسته به گسلش پی‌سنگی ذهاب در پهنه کوهستان زاگرس است. دشت سرپل ذهاب در اثر این زلزله بین 50 تا 90 سانتیمتر بالا آمد و دچار تغییر مکان دائمی شد. این زلزله را حدود 150 میلیون نفر در ایران و عراق و بخش‌هایی از سوریه، شرق ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس احساس کردند . در تصویر 1- مدل زمین ساختی ساده شده از گسلش این زلزله[1] نشان داده شده است. براساس تحلیل تصاویر ماهواره­ای جابه­جایی صورت گرفته بر روی گسل مزبور یک چین­خوردگی به طول حدود 80 کیلومتر بوده است.

تصویر 1- مدل زمین ساختی ساده شده از گسلش زلزله ازگله

  • ویژگی‌ زلزله ازگله از نظر زلزله شناسی

ایران یکی از لرزه­خیزترین کشورهای جهان با گسل‌های فراوان است و این مشخصه تکتونیکی، وقوع و ثبت زلزله­های کوچک و بزرگ فراوانی را به همراه دارد. زلزله ازگله ازنظر علم زلزله‌شناسی می‌تواند از زلزله‌های بزرگ قبلی همچون زلزله طبس، بم و منجیل  مهم‌تر تلقی شود چراکه تاکنون در مرز زاگرس چین‌خورده و منطقه کوهپایه زاگرس (در غربی­ترین ناحیه زاگرس) زلزله ثبت شده دستگاهی با این شدت و بزرگا وجود نداشته و این زلزله اولین رخداد با بزرگای بیش از 7 در پهنه شمال غربی زاگرس است. بیشتر زلزله‌ها در حوزه شمال غرب زاگرس از نوع زلزله های کم مقیاس با بزرگای ۴ تا ۶ بوده و ظهور این زلزله با این بزرگا می تواند نشان دهنده تغییر رفتاری در حوزه زاگرس، به ويژه شمال غرب، از زلزله های کوچک مقیاس به رخدادهای بزرگ مقیاس و با شدت زیاد باشد. اطلاعات ثبت شده از این زلزله باعث می‌شود تا نقشه‌های رتبه­بندی خطر زلزله کشور بازنگری شده و  به‌روزرسانی شود.

  • تفاوت زلزله ازگله با زلزله‌های بزرگ قبلی ازنظر بزرگا و عمق

ایران در بین دو صفحه تکتونیکی عربستان در جنوب و اوراسیا در شمال است و حرکت این دو صفحه تکتونیکی و فشار و انرژی بین این صفحات باعث چین خوردگی و گسلش و در نتیجه زمین لرزه های فراوان کشور می شود. زلزله‌های ایران همچون دیگر مناطقی که به لحاظ لرزه زمینساختی بین‌صفحه‌ای نامیده می شوند از نوع رخدادهای کم‌عمق بوده و معمولاً ژرفایی کمتر از 25 کیلومتر دارند. بزرگ‌ترین زلزله رخداده در ایران ازنظر بزرگا طی 100 سال اخیر زمین‌لرزه سروان است که در سال 1392 با بزرگای 8/7 به وقوع پیوست. در این زلزله‌ تنها 1 نفر از هم‌وطنانمان کشته شد که دلیل اصلی آن را استهلاک انرژی زلزله در مسیر انتشار به دلیل عمق بسیار زیاد کانون زلزله دانسته‌اند. این زلزله در عمق 82 کیلومتری سطح زمین به وقوع پیوست. به‌جز زلزله سروان بقیه زلزله‌های ثبت شده کشور با بزرگای بیش از 7 ، ژرفای کانونی کمتر از 25 کیلومتر داشته‌اند.

زلزله ازگله هفتمین زلزله ثبت شده کشور با بزرگای بیش از 7 از سال 1300 تاکنون است. بنابر آمار موجود زلزله های بزرگ ایران (با بزرگای 6 و بالاتر) عموماً در عمقی مابین 10 تا 25 کیلومتر رخ داده‌اند. برای مقایسه بهتر زلزله ازگله از نظر ژرفای کانونی، اگر زلزله بم با ژرفای کانونی 8 کیلومتر به عنوان کم­عمق ترین زلزله بزرگ ایران را در لبه پایینی محدوده عمق محتمل قرار دهیم زلزله ازگله در لبه بالایی محدوده قرار می گیرد تا بتوان گفت به رغم بزرگای قابل توجه آن ، عمق بیشتر کانون این زلزله خوشبختانه به کم شدن آثار مخرب روسطحی ناشی از انتشار انرژی آزاد شده کمک کرده است.

در جدول شماره 1 – زلزله ازگله با بزرگ‌ترین زلزله‌های ثبت شده  ایران مقایسه شده است.

جدول 1- مقایسه زلزله ازگله با زلزله‌های بزرگ ایران

نام زلزله تاریخ ساعت وقوع مرکز ز‌لزله بزرگا عمق کانونی  (کیلومتر) تعدادکشته شدگان  و مجروحان (منابع رسمی)
زلزله بوئین زهرا 10 خرداد  1341 11 شب بوئین زهرا Ms = 7.2 10 13هزارنفر کشته
زلزله بیاض و فردوس 9 شهریور 1347 2 بعدازظهر دشت بیاض Mw = 7.1 تعیین نشده 12هزار نفر کشته
زلزله طبس 25 شهریور 1357 7 عصر شهر طبس Mw = 7.4 10 15هزار نفر کشته
زلزله رودبار و منجیل 31 خرداد 1369 12 شب رودبار- منجیل Mw = 7.3 19 35هزار نفرکشته، 65 هزار نفر مجروح
زلزله قائن 20 اردیبهشت 1376 12 ظهر اردکول- قائن Mw = 7.3 18 2 هزار نفر کشته و 3 هزار نفر مجروح
زلزله بم 5 دی 1382 5 صبح شهر بم Mw = 6.5 8 33 هزار نفر کشته و 50 هزار نفر مجروح
زلزله سروان 27 فروردین 1396 3 بعدازظهر شهر گشت Mw = 7.8 82 1 نفر کشته و 180 نفر مجروح
زلزله کرمانشاه 21 آبان 1396 10 شب ازگله ML = 7.3 24 520    نفر کشته و 10 هزار نفر مجروح*

*آمار اعلام شده از زلزله ازگله تازمان تهیه گزارش

  تفاوت زلزله ازگله با زلزله‌های بزرگ قبلی ازنظر شدت خرابی و تعداد تلفات

تخریب ناشی از زلزله تابع پارامترهای مختلف مانند اثر چشمه، اثر محیط انتشار و اثر ساختگاه و کیفیت ساخت­و­ساز است و زلزله­ها باید مورد به مورد مقایسه شوند. اثر چشمه می تواند نوع سازوکار ، فاصله تا مکان­های مسکونی و تاسیسات و جهت یافتگی باشد. میزان تضعیف در محیط انتشار، جنس، توپوگرافی و میزان آب لایه سطحی از دیگر موارد تاثیرگذار هستند.

براساس سوابق زلزله های ایران تقریباً هر 10 تا 12 سال یک زلزله بسیار مخرب در کشور رخ می دهد که متاسفانه با عدم آمادگی همگانی و تاب آوری کم ساختمانها معمولاً با تعداد کشته شدگان زیاد همراه است. 14 سال بعد از زلزله بم، زلزله شدیدی اتفاق می افتد اما خوشبختانه تعداد کشته شدگان در مقایسه با زلزله های بزرگ قبلی بسیار کمتر است اگرچه این موضوع جای بسی شکر دارد اما به راستی براساس آمار این زلزله می توان گفت وضعیت آمادگی کشور در برابر این پدیده طبیعی بهتر شده است؟ در ادامه سعی می کنیم با ذکر عوامل اصلی این موضوع را واکاویی نماییم.

4-1- اثر زلزله

شاید بتوان به صورت ساده  اثر زلزله را با دو پارامتر بزرگا و ژرفا کمی نمود. زلزله ازگله زلزله شدیدی بود با بزرگای 3/7 که حتی در حاشیه خلیج فارس احساس شد و این وسعت حوزه تاثیر به دلیل ژرفای 24 کیلومتری این رخداد بود. به عبارت ساده تر اگرچه رخداد ازگله ،زلزله بزرگی محسوب می شود ولی خوشبختانه ژرفای کانونی آن در مقایسه با زلزله­های کم عمق ایران نسبتاً عمیق بود و این موضوع به کاهش شدت تلفات کمک کرده است. زمین لرزه های عمیق، دارای تخریب و خسارات به مراتب کمتری از زلزله های سطحی هستند و  محل شکستگی در زمین لرزه های عمیق تر در فاصله بیشتری از مناطق حوزه نزدیک آن قرار می­گیرد و این فاصله بیشتر باعث گسترش بیشتر جبهه موج و توزیع انرژی در مساحت بیشتر و علاوه بر آن تضعیف بیشتر امواج به علت عبور امواج از مسیر طولانی­تر می شود. لذا زمین لرزه­های عمیق دارای تخریب و خسارات به مراتب کمتری از زلزله­های سطحی هستند.

4-2- فاصله از کانون زلزله

در رخداد کرمانشاه زلزله در کوه های مرزی و خالی از سکنه اتفاق افتاد و نزدیکترین شهر یعنی سرپل ذهاب در فاصله 35 کیلومتری از کانون زلزله قرار داشت. این مهم یکی دیگر از عوامل موثر در کاهش تعداد کشته شدگان ارزیابی می­شود. این درحالیست که کانون زلزله بم در فاصله 3 کیلومتری از شهر بم قرار داشت و یا در زلزله سال 1369 کانون زلزله در فاصله کمی از شهرهای رودبار و منجیل بود.

4-3- ساعت وقوع زلزله

خوشبختانه زلزله ازگله کرمانشاه کمی قبل از ساعت 10 شب و درحالیکه اکثر مردم بیدار بودند اتفاق افتاده است و این موضوع در کم شدن تعداد کشته شدگان بسیار تاثیرگذار است. رخداد زلزله بم در ساعت 5 صبح و یا زلزله رودبار در ساعت 12 شب عملاً امکان فرار از زیر آوار را بسیار سخت و دشوار می نمود.

4-4- رخداد پيش­لرزه قبل از واقعه اصلی

خوشبختانه رخداد یک پيش­لرزه با بزرگای ٤.٣ كه حدود ٤٥ دقيقه قبل از زلزله اصلی ازگله رخ داده باعث افزایش هوشیاری مردم و بیرون رفتن از داخل ساختمانها شده است. زلزله بم و زلزله منجیل بدون پیش لرزه ملموس و با رخداد اصلی شروع شده است.

براساس آنچه بیان شد به نظر می رسد تعداد کم کشته شدگان زلزله ازگله به نسبت دیگر زلزله های بزرگ رخداده در کشور بیشتر  تحت تاثیر مشخصات این زلزله حادث شده و نه بهبود شرایط ساخت ساز کشور و یا آمادگی کشور در برابر این حادثه طبیعی. در این زلزله در مجموع بیش از 11 هزارنفر کشته و یا مصدوم شده اند و این رقم برای کشوری که سالهاست زلزله را تجربه می کند آماری بسیار بد و نامناسب است. شاید اگر زلزله کرمانشاه ژرفای کانونی کمتری میداشت و یا در نزدیکی شهر سرپل ذهاب اتفاق می­افتاد ما واقعه­ای بسیار ناگوارتر همچون زلزله بم را تجربه می­کردیم.

5- دانش مهندسی و زلزله ازگله

با وجود آنکه استاندارد 2800 به عنوان اولین آیین نامه طراحی ساختمان در برابر زلزله ایران در سال 1367 به صورت رسمی ابلاغ گردید ولی عملاً پس از زلزله منجیل-رودبار بود که موردتوجه قرار گرفت. گزارشات بازدیدهای میدانی طی 14 سال گذشته از مناطق زلزله­زده بم، قائن،ورزقان،زرند و کرمانشاه نشان میدهد که اگر در روند ساخت و اجرای هر ساختمانی ضوابط استاندارد 2800 به درستی درنظر گرفته شده بود خسارات آن ساختمان بسیار محدود و بدون تلفات می بود و اما یک سوال اساسی: به راستی چگونه می توان خسارات زلزله در کشور را بدون وابستگی به مشخصات زلزله حادث شده به حداقل ممکن رساند؟

قبل از پاسخ به این سوال ابتدا اجازه دهید خبری را باهم مرور کنیم : ” در 27 فروردین سال 1395 در کوماموتوی ژاپن ساعت 12 شب به وقت محلی زلزله­ای به بزرگای 7.2 در عمق 10 کیلومتری زمین اتفاق افتاد  زلزله ای که کانون آن در زیر شهر بود. طی این زلزله از جمعیت هفتصد و پنجاه هزارنفری شهر، تنها 49 نفر کشته شدند. ” این خبر به ظاهر کوتاه است اما نتیجه سالها مطالعه و مهندسی، تمرین مردم و آموزش، اصلاح ساختارهای صنعت احداث و ایجاد و گسترش یک سیستم مدیریت بحران بهنگام و مناسب در ژاپن را در دل خود جا داده است.

شواهد و سوابق نشان می­دهد  در کشورمان هر چند که در زمینه مطالعات مهندسی، پرورش مهندسان توانمند، تهیه و تدوین استانداردها و آیین نامه­های طراحی و میزان بهره­مندی از دانش روز طراحی و ساخت سازه های مقاوم در برابر زلزله پيشرفت داشته­ایم اما نتوانسته­ایم آگاهی عمومی را ارتقا دهیم. نتوانسته­ایم سیستم ساخت مسکن را نظام­مند و به شکل مجموعه­ای دارای متولی مسئول و مشخص تبدیل کنیم. مطمئناً تا هنگامی که مسئول ساخت یک ساختمان همان مسئول مالی پروژه یا به اصطلاح مالک ساختمان باشد نمی توان از  مشکلات اجرایی همچون  بهره گیری از کارگران غیرحرفه­ای، استفاده از مصالح نامرغوب و ارزان قیمت، تغییر در ابعاد عناصر سازه­ای و… آسوده­خاطر بود. بنابراین در جهت رفع نواقص به عنوان اولین قدم باید ساخت و سازها را از دست افراد حقیقی که دخالت مستقیم در هزینه دارند، خارج کرد و به شرکت­های سازنده­ای که سوابق مشخص دارند سپرد. در این حالت امکان امتیاز­دهی و پایش و کنترل عملکرد این شرکت­ها در درازمدت و پس از رخداد زلزله نیز وجود خواهد داشت. این مسئله در خصوص سیستم نظارت نیز صادق می­باشد و تا زمانی که ناظرین ساختمان­ ابزاری در اختیار نداشته باشند جز اعلام نواقص و نامه اخطار  و در صورت اقدام به راحتی توسط مالک  از فرآیند احداث کنار گذاشته شوند عملاً اتفاق موثری نمی­افتد و این دلایل ساختاری عامل اصلی تاب ­آوری کم اکثر ساختمانهای آسیب پذیر در برابر زلزله است.

در مبحث مدیریت بحران نیز علی رغم نظم و تقسیم بهتر وظایف و تلاش ستودنی  بسیاری از ارگانها که در زلزله اخیر شاهد بودیم ولی هنوز درجا میزنیم و نتوانسته­ایم پیشرفت محسوسی نسبت به گذشته ایجاد کنیم. نتوانسته­ایم از تجربه دنیا در زمینه سیستمهای نوین اسکان فوری و خدمت رسانی آنی و بی­وقفه استفاده کنیم و یا نمونه بومی خود را تدوین و گسترش دهیم. هنوز هم اسکان موقت به مدد کانکسهایی باید اتفاق بیفتد که حداقل 2 ماه زمان میبرد تا ساخته و منتقل شوند. هنوز هم بسیاری از کمکهای مردمی فاسدشدنی به دلیل نقص سیستمهای توزیع و یا حجم غیرمتناسب با نیاز دور ریخته می شود. هنوز هم میزان بهره­مندی از امدادرسانی در روزهای نخستین بعد از زلزله به فاصله یک ناحیه و یا روستا از یک شهر اصلی و یا مرکز استان وابسته است و هزار نقص دیگر که در هر زلزله تکرار می­شود و بعد از مدتی به فراموشی سپرده می شود.

6- زلزله بعدی… تهران ! تبریز ! کدام شهر ؟ چقدر تلفات؟

رخداد زلزله ازگله کرمانشاه هرچقدر تلخ و ناگوار ولی در مقایسه با زلزله ای که می تواند در یکی از شهرهای پرجمعیت کشور همچون تبریز و یا تهران رخ دهد کوچک و محدود بود. در ادامه برخی از واقعیتهای موجود در مبحث آسیب پذیری کشور و به ويژه تهران در برابر زلزله[2] می آید و  در خاتمه با حسرت خوردن  از عدم حضور جوانان متخصص با ذخیره علمی خوب در سیستم مدیریتی کشور در سطوح مهم و نقاط حساس مانند مراکز مدیریت بحران و مراکز اجرایی مربوط به مخاطرات طبیعی همانند زلزله و ابراز تاسف از واقعیت تکراری سپردن این امور به مدیرانی اکثراً سیاسی و بر پایه مقتضیات حزبی ،این گزارش را پایان می بخشم.

  • در ایران حدود 24 الی 25 میلیون نفر در کلانشهرها و مراکز استانها در پهنه خطر نسبی بالا در معرض خطر قرار دارند.
  • سالانه حدود 3 سانتی متر کوتاه شدگی در پوسته زمین در ایران بوجود می آید که %10 آن به صورت زمین لرزه رخ می دهد.
  • حدود 980 ساختمان بلند طبقه بالای 10 طبقه در تهران وجود دارد که تقریبا %50 آن در 10 سال اخیر ساخته شده است. تعدادی از این ساختمان ها در مناطق 1، 2، 3 و 22 روی پهنه گسل شمال تهران ساخته شده اند.
  • از لحاظ بودجه و قانون، به نظر میرسد که چندان کمبود نیست، چون از همین مقدار بودجه و قانون هم که تبیین شده استفاده نمی شود. به نظر می رسد در حوزه تصمیم­گیری به نخبگان و دانش آنها باوری وجود ندارد.
  • رشد جمعیت در رینگ حاشیه تهران بین 2 تا 4 برابر رشد جمعیت در داخل شهر تهران است.
  • سالانه یک میلیون دویست هزار مهاجرت داخلی در ایران داریم. بیست و چهار میلیون ایرانی بین سالهای 1375 تا 1395 در داخل ایران جابجا شده اند، که %70 این مهاجرت ها از روستا به شهر و مقصد نهایی اکثر آن ها تهران و کرج بوده است.
  • 400 بنای بلند در شهر پردیس احداث شده. شهری که در فاصله 10 کیلومتری از محل طلاقی گسل شمال تهران و گسل مشا ساخته شده  است.
  • 950000 نفر در حریم زون جنوبی تهران زندگی می کنند که هم در حریم گسله فعال هستند و نیز به دلیل خاک نرم ساختگاه به دلیل احتمال تشدید امواج در هنگام زلزله خطر پذیری بیشتری دارند.
  • حدود 3500000نفر در تهران در محدوده های حریم گسل های فعال زندگی می کنند.
  • حدود 4500000 نفر از جمعیت تهران در بافت فرسوده ساکن هستند.
  • در شهر پر جمعیت تهران تمرکز جمعیت در نقاطی است که آسیب پذیری بالایی دارند.
  • از لحاظ آماری هر 200 سال در شعاع پیرامونی شهر تهران انتظار یک زلزله مهم را داریم.
  • شرایط تبریز نیز مانند تهران است با همان شرایط زندگی و میزان خطر، با این تفاوت که جمعیت تبریز حدود یک ششم تهران است .

[1]– ارائه شده توسط دکتر مهدی زارع

[2] – به نقل از دکتر مهدی زارع  از اساتید پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله